ترونه خون

شعر از خودم
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢
 
شکر از غم دل که رهایم نمیکند

شکر از وفایی که با وفایی نمیکند

ای چرخ دیر زمانی چشم انتظارم

اخر چرا بخت با ما یاری نمیکند

عمری به انتظار دمی اسایشیم

این اسایش چیست که با ما سر نمیکند

حالی خرابو چشمی پر از خون

قلبی غریبو همواره پر خون

این تمام سهم من از تمام زندگیست

تمام هست من همواره شرمندگیست

ما انگار غریبان به ساحل افتاده ایم

هیچ کس با زبان ما اشنا نیست

 



 
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ